از همه چیز و همه جا...

نظر یادت نره هااا...!

پسرک وخدمتکار

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست.
خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت: 50 سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد .
بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند،
با بیحوصلگى گفت : ٣۵ سنت
پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت:
براى من یک بستنى خالى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت.
 پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت.
 هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه اش گرفت !
پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 21:11  توسط maryam  | 

دانستنیها

دانستنیهای بامزه وعلمی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 14:17  توسط maryam  | 

...

روزگاریست که شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید سجده خواهم کرد

"خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است ***** کارم از گریه گذشته است بدان می خندم"

خداوندا! اگر روزي از عرشت به زير آيي و لباس فقر بپوشي و براي لقمه ناني غرورت را به پاي نامردان بشکني زمين و آسمانت را کفر ميگويي، نميگويي؟

خداوندا اگر روزی بشر گردی ، ز حال من با خبر گردی ، و با چشمان خود نامردمی ها را بینی ، باز پشیمان می شوی از قصه ی خلقت ، از این بودن ، از این بدعت ، زمین و آسمان را کفر می گویی ، نمی گویی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 18:17  توسط maryam  | 

من و تو...

عشق را در چشم تو روزی تلاوت می کنم

با همه احساس خود را با تو قسمت می کنم

مرز بی پايان مهرت را به من بخشيده ای

در جوابت هر چه دارم من فدايت می کنم

نور چشمت را چراغ شام تارم کرده ای

من وجودم را هميشه فرش راهت می کنم

ای تجلی گاه هر چه خوبی و مهر و صفا

عاقبت مانند اشعار فريدون ناب نابت می کنم

بر خرابات وجودم زندگی بخشيده ای

تا نفس دارم هميشه شاد شادت می کنم

همچو سروی گشته ای تا خم نگردد قامتم

من صداقت را هميشه سرپناهت می کنم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 22:54  توسط maryam  | 

...

روزگاریست شیطان فریاد میزند :

پیدا کنید سجده خواهم کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 21:6  توسط maryam  | 

خلاقیت وابتکار

از دست ندهید....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 13:44  توسط maryam  | 

5جزیره ی عجیب

5جزیره ی بسیارعجیب در دنیا حتما ببینبد!!

برای دیدن به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 13:17  توسط maryam  | 

تولدت مبارک...



ببخش که نمیشه عکست رو کامل گذاشت
اونی که باید بفهمه میفهمه

مرا ببخش که راحت را ادامه ندادم ، مرا ببخش که ترسیدم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 22:21  توسط maryam  | 

از قضا روزی اگرحاکم این شهرشدم...

یه بابایی خواست بره مسافرت،یه دختر مجردی هم داشت با خودش گفت دخترم رو میبرم نزد امین مردم شهر و میرم مسافرت و برمیگردم.دخترشو برد پیش شیخ و ماجرا را براش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد و رفت.شب شد و دختر دید شیخ بستر دختر و بغل بستر خودش آماده کرد و خواست که بخوابد،دختر با زحمت تونست از دست شیخ فرار کند،هوا خیلی سرد بود،دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت،توی راه دید که یه جمع دور آتیش جمع شدند و دارند مشروب میخورند و مست کردند،با خودش گفت اون شیخ بود می خواست باهام اون کارو بکنه]اینا که مست هستند جای خود دارند.یکی از مست ها دختر و دید و به دوستاش گفت که سرتون به کار خودتون باشه،توی این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال میره و میافته.یکی از مست ها میره دختر و بغل میکنه و میاره بغل آتیش تا گرم شه،یه کم بعد که دختر بهوش میاد میبینه که سالم و گرم هست و اونا دارند کار خودشونو میکنه،اونجا بود که میگه یه پیک هم واسه من بریز و میخوره و این شعر رو میگه :
از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
تا نگویندکه مستان ز خدا بی خبرند!

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 21:53  توسط maryam  | 

عکس هایی از حسین مهری بازیگر سریال تاثریا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:31  توسط maryam  | 

عکس هایی از  سید شهاب الدین حسینی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:26  توسط maryam  | 

لیلا بلوکات

عکس هایی از لیلا بلوکات همراه با مرحوم ناصر حجازی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:24  توسط maryam  | 

چکامه چمن ارا

حتما ببین....!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 19:55  توسط maryam  | 

عکس هایی از نیلوفر خوش خلق(همسر امین حیایی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 19:47  توسط maryam  | 

چند عکس ترکیبی زیبا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 19:38  توسط maryam  | 

دوعکس خیلی عاطفی!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:2  توسط maryam  | 

شسطان پرستی چیست؟

شیطان پرستی چیست؟

شیطان پرستی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 11:45  توسط maryam  | 

قبل و بعد از ارایش دختران!+عکس

تاثیر فوق العاده ی ارایش بر صورت دختران!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 20:27  توسط maryam  | 

چرا بیشتر ایرانیان شاد نیستند؟

چرا بیشتر ایرانیان شاد نیستند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 11:59  توسط maryam  | 

عکسهایی از نیکی کریمی

و حالا نیکی کریمی!!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 12:49  توسط maryam  | 

عکس هاایی از مهناز افشار

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 12:47  توسط maryam  | 

تصاویری زیبا از حیوانات

تصاویرگرافیک از حیوانات



www.fun.downloadaneh.com | تصاویرگرافیک از حیوانات



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 12:34  توسط maryam  | 

عکس هایی جدید از الناز شاکردوست

برین ادامه ی مطلب حالش روببرین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 12:31  توسط maryam  | 

بیوگرافی میلاد میداوودی(ورود لنگی ها ممنوع)

نکاتی حالب درباره ی زندگی میلاد میداوودی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 16:55  توسط maryam  | 

بیوگرافی و زندگی نامه گوگوش

بیوگرافی وزندگینامه گوگوش

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 18:3  توسط maryam  | 

ایا میدانید؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

دانستنیهای هنرمندان و بازیگران, آیا می دانستید..؟

جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید …

آیا میدانستید : سیاوش خیرابی اصالتا آذری بوده و از اهالی منطقه خیراب تبریز به حساب می آید

آیا میدانستید : درنا مدنی یکی از بهترین دستیاران کارگردان در سینما دختر خانم رویا تیموریان است

آیا میدانستید : ورود الناز شاکردوست به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بوده و جایگزین هم دانشکده ای خود شده است

آیا میدانستید : علی لهراسبی زمانی مربی سرود در کانون پرورش فکری کودکان بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 17:43  توسط maryam  | 

به نظر شما خیلی زیاد شبیه نیستن؟

عکس شباهت خداداد عزیزی با جکی جان

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 17:39  توسط maryam  | 

خالکوبی سه بعدی!

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

جهت مشاهده عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

عکس های خالکوبی

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

عکس های خالکوبی های جدید

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

عکس های خالکوبی های جذاب و زیبا

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

خلکوبی ۳ بعدی+عکس

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

عکس های جالب و دیدنی

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

خالکوبی

عکسهای خالکوبی های سه بعدی شگفت انگیز

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 17:27  توسط maryam  | 

سرگذشت سه همسر رضاخان پهلوی

سرگذشت سه همسر رضاخان!

رضا خان که در سال ۱۳۰۴ شمسی، با خلع احمدشاه از سلطنت و انقراض قاجاریه به سلطنت رسید در ده سال نخست سلطنت خود تغییر عمده ای در زندگی زن ایرانی...
 
رضا خان که در سال ۱۳۰۴ شمسی، با خلع احمدشاه از سلطنت و انقراض قاجاریه به سلطنت رسید در ده سال نخست سلطنت خود تغییر عمده ای در زندگی زن ایرانی به وجود نیاورد.
زن ایرانی در همان شرایط اواخر دوران قاجاریه زندگی می کرد و رضاشاه نیز با این که چنین وانمود می کرد به جنس زن علاقه چندانی ندارد، علاوه بر تاج الملوک که مادر ولیعهد و ملکه ایران به شمار می آمد دو زن دیگر گرفت، که اولی را پس از مدت کوتاهی طلاق داد ولی زن دوم را تا آخر عمر نگاه داشت.
 
رضاشاه در سال دهم سلطنتش (۱۳۱۴) بعد از مسافرت به ترکیه و تحت تأثیر تلقینات آتاتورک، تصمیم گرفت بعضی از کارهای او را تقلید کند و اولین کاری که در این زمینه به نظرش رسید برداشتن حجاب از سر زنان یا به اصطلاح معروف آن زمان «کشف حجاب» بود.
 

اکثریت مردم ایران که پای‌بند معتقدات مذهبی خود بودند در برابر این تصمیم مقاومت کردند و بسیاری از زنان برای این که مجبور نشوند بدون حجاب در کوچه و خیابان رفت و آمد کنند خود را در خانه‌ها محبوس نمودند. زنانی هم که از این تصمیم حکومت پیروی کردند و حجاب از سر برداشتند، نقشی بیشتر از گذشته در جامعه ایفا ننمودند و حتی می‌توان گفت که نقش زنان در دوران سلطنت شانزده ساله رضا شاه، کمرنگ‌تر از دوران قاجاریه بود.
 

از زنانی که در دوران حکومت و سلطنت رضا شاه نقشی هر چند ناچیز در سیاست و زندگی اجتماعی ایران ایفا نموده‌اند در درجه نخست باید از سه زن رضاشاه نام برد. لازم به تذکر است که رضا شاه قبل از ازدواج با این سه زن، در زمانی که قزاق بوده با دختر عمویش «مریم خانم» ازدواج کرده بود.
 

مریم خانم در سال ۱۲۸۲ هنگام زایمان درگذشت ولی نوزاد که دختر بود زنده ماند. این دختر که فاطمه نام داشت در مزان سردار سپهی رضاشاه «همدم‌السلطنه» لقب گرفت و با یکی از بستگان مادری رضاشاه که بعداً نام خانوادگی «آتابای» را برای خود انتخاب کردند ازدواج نمود.
 

رضاخان در سن چهل سالگی، هنگامی که در نیروی قزاق درجه یاوری یا سرگردی داشت، با دختر فرمانده خود که یک افسر مهاجر قفقازی به نام تیمورخان بود ازدواج کرد. تیمورخان هنگامی که دختر خود را به رضاخان داد در نیروی قزاق درجه میرپنجی یا سرتیپی داشت. دختر تیمورخان، تاج‌الملوک در آن تاریخ دختر ۲۴ ساله‌ای بوده و با توجه به این که در آن زمان دختران معمولاً در حدود سنین پانزده شانزده سالگی و حتی پایین‌تر به خانه شوهر می‌رفتند، تاج‌الملوک پیردختری بود که به ریش رضاخان بسته شد.
 

تاج‌الملوک درباره چگونگی آشنائی و ازدواج خود با رضاخان گفته بود «من در یک خانواده نظامی به دنیا آمدم و بزرگ شدم. پدرم یک سرتیپ بود و هنگام ازدواج من با رضاشاه، برادر بزرگم از دوستان نزدیک او در قزاقخانه بود. در حقیقت او موجب آشنائی و ازدواج ما شد»
 

اشرف پهلوی، داستان ازدواج پدر و مادرش را با صراحت لهجه بیشتری عنوان کرده بود و می‌گوید: «پدرم و برادر مادرم هر دو از سربازان بریگاد قزاق بودند و ترتیب عروسی مادرم به شیوه سنتی ایران داده شده بود، بدون اینکه عروس و داماد قبل از ازدواج واقعاً یکدیگر را دیده باشند.
 

در آن زمان دختران معمولاً در سنین نوجوانی ازدواج می‌کردند، اما مادر من در هنگام ازدواج ۲۴ ساله بوده است. از همین رو در سال‌های بعد پدرم سر به سر مادرم می‌گذاشت و می‌گفت: «خوب شد که شانس آوردی و در چنین سن و سالی شوهر پیدا کردی» و مادر همیشه با اعتراض جواب می‌داد: «نه نه تو اشتباه می‌کنی. من هیجده سال بیشتر نداشتم!»
 

اشرف پهلوی درباره کاراکتر و خصوصیات اخلاقی مادرش هم شرح مبسوطی داده و می‌نویسد: «مادرم تاج‌الملوک از نظر جسمی درست در نقطه مقابل پدرم بود. زنی کوتاه و ظریف با موی بور و چشمان سبز زیبا. قدش به زحمت به بالاترین ردیف نشان‌های نظامی پدرم، که بر روی لباس نظامی‌اش قرار داشت می‌رسید. با وجود این مادرم هم، به طریق خاص خودش، مانند پدرم شخصیتی مقتدر داشت. در آن زمان که زنان ایران از هیچ حقی برخوردار نبودند و مجبور بودند در برابر قدرت مردان تسلیم گردند، مادر حتی از بحث و گفتگو با پدرم یا مخالفت با تصمیم‌های او نمی‌هراسید.»
 

اسدالله علم وزیر دربار محمدرضاشاه هم درباره تاج‌الملوک نظر مشابهی دارد و در مصاحبه‌ای با یک خانم خبرنگار انگلیسی در زمان تصدی وزارت دربار می‌گوید «ملکه مادر دارای کاراکتر فوق‌العاده‌ای است. او همواره شخصیت و مقام خود را در سطح هم‌شأن موقعیت رضاشاه حفظ کرده است. او تنها کسی است که رضاشاه نمی‌توانست حرف و خواست خود را بر او تحمیل کند. او از نظریات خود و از دوستان خود و از اصول خود جدانشدنی است. شخصیت بسیار جالب و مستقلی است.»
 

قدر مسلم این است که تاج‌الملوک به اتکای پدرش که فرمانده مستقیم رضاخان بود، و نه به خاطر این که از نظر موقعیت اجتماعی و خانوادگی خیلی برتر از رضاخان بود، نسبت به او احساس برتری می‌کرده و همین غرور و خودپسندی او موجب شده است که رضاخان از آغاز زندگی زناشوئی رابطه صمیمانه‌ای با او نداشته باشد.
 

تاج‌الملوک در سال دوم ازدواج خود با رضاخان (سال ۱۲۹۶ شمسی) دختری به دنیا آورد که نام او را شمس گذاشتند. دو سال بعد، در سال ۱۲۹۸ تاج‌الملوک یک پسر و یک دختر توأمان به دنیا آورد، که پسر را محمدرضا و دختر را اشرف نام نهادند. فرزند چهارم رضاخان و تاج‌الملوک که فرزند آخری آنها هم بود، در سال ۱۳۰۱، هنگامی که رضاخان به وزارت جنگ و سردار سپهی رسیده بود متولد شد. فرزند چهارم نیز پسر بود که نامش را علیرضا گذاشتند.
 

در سال ۱۳۰۱، هنگامی که تاج‌الملوک علیرضا را حامله بود، رضاخان با دختر زیبائی از خاندان قاجار به نام توران (قمرالملوک امیرسلیمانی) که در آن تاریخ هجده ساله بود، ازدواج کرد. ازدواج رضاخان با توران که نوه مجدالدوله داماد ناصرالدین شاه بود، چند دلیل داشت: نخست این که تاج‌الملوک زنی بسیار خودخواه و تندخو و بداخلاق بود و رضاخان از مصاحبت با او لذتی نمی‌برد. دیگر این که تاج‌الملوک با همه خودپسندی و بداخلاقی از زیبائی هم بهره‌ای نداشت و رضاخان نیز مانند هر مردی طالب «روی خوش و خوی نکو» بود و بالاخره این که می‌خواست در مقام سردار سپهی و وزارت جنگ و آرزوهائی که برای آینده داشت با دختری از خاندان قاجار وصلت کند و راه پیشرفت‌های آینده خود را هموار سازد. در این تاریخ هنوز این فکر در مخیله رضاخان خطور نکرده بود که روزی بتواند اساس سلطنت سلسله قاجار را از بیخ و بن بر کند و خود تاج پادشاهی ایران را بر سر بگذارد.
 

ازدواج رضاخان با توران، که مدتی آن را از تاج‌الملوک مخفی نگاه داشته بود، بر اختلافات رضاخان با تاج‌الملوک افزود و چندین بار کار به مشاجره و کتک‌کاری بین آنها کشید. از این تاریخ به بعد تاج‌الملوک افزود و چندین بار کار به مشاجره و کتک‌کاری بین آنها کشید. از این تاریخ به بعد تاج‌الملوک دیگر حاضر به مصاحبت با شوهرش نشد و به همین دلیل دیگر فرزندی از آنان پا به عرصه وجود ننهاد. اشرف پهلوی در خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و می‌نویسد:
 

«هنگامی که من و برادرم هنوز خیلی بچه بودیم و مادرم، برادرم علیرضا را آبستن بود، پدرم با زن دیگری که بسیار جوان بود ازدواج کرد. در آن زمان هرچند که تعدد زوجات در ایران مرسوم بود و هرچند که زنان مجبور بودند چنین وضعی را گردن بنهند، ولی مادر ماز این کر پدرم خیلی عصبانی شد، چنانکه مدتها حاضر نمی‌شد او را ببیند. پدرم هم در مقابل این مخالفت غیرقابل تصور با قدرتش، هر وقت مادرم را از دور می‌دید خود را پنهان می‌ساخت و حالا که من این ماجرا را به خاطر می‌آورم، فکر می‌کنم من بایست تحت تأثیر این گونه اظهارات وجودهای مادرم نیز قرار گرفته باشم، چه او در جامعه‌ای که زنان نه حق ظاهر شدن در برابر مردان را داشتند و نه حق اظهارنظر، به چنان کارهائی دست می‌زد.» توران در سال ۱۳۰۲ پسری برای رضاخان به دنیا آورد که نامش را غلامرضا گذاشتند، ولی زندگی زناشوئی آنها اندکی پس از تولد این پسر به هم خورد و رضاخان در اواخر سال ۱۳۰۲ از توران جدا شد.

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 11:46  توسط maryam  | 

لوح 500ساله روسی رمز گشایی شد!

لوح منقوش به شکل‌های مبهم و رمز گونه روسی که قدمت آن به قرن 16 میلادی می‌رسد، پس از گذشت یک سال از زمان کشف خود، به دست باستان‌شناسان رمز گشایی می‌‌شود...
 
به گزارش میراث آریا(chtn)، این لوح که در حفاری‌های سال گذشته باستان‌شناسان در شهر تاریخی تور(Tver) روسیه کشف شد، از جنسی فیبر مانند و سطحی صاف برخوردار است که در حدود هفت سانتی متر طول،‌چهار سانتی‌متر عرض 5/1 سانتی‌متر ضخامت دارد.
این لوح که بر اساس بررسی‌های نخستین دانشمندان در نیمه نخست قرن شانزدهم میلادی نوشته شده است، برخلاف دیگر الواح کشف شده، از هر دو طرف حکاکی شده است.
به گفته کارشناسان روی یک سمت لوح، نوشتارهای با اشکال مختلف و در پنج سطر وجود دارد و در سمت دیگر آن نقش‌ و نگارهایی موجود است که به عقیده کارشناسان حکاکی‌های تززئینی آن به شمار می‌رفته است.
اگرچه تاکنون باستان‌شناسان و کارشناسان خطوط باستانی موفق به رمز گشایی کامل این لوح نشده‌اند اما به عقیده برخی باستان‌شناسان این خطوط هیچگونه شباهتی به خطوط رمزی ساکنان اسکاندیناوی نداشته است.
کماکان بررسی‌ها برای شناخت نویسندگان این اثر و معنی جملات داخل لوح ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 11:42  توسط maryam  |